دیروز بعد از راهپیمایی سوار تاکسی شدم چند قدم جلوتر دو تا آقای مسن و یه حاج آقا هم سوار شدن. هر وقت چشمم به این حاج آقا میخوره روسریمو جلوتر میکشم.البته همیشه موهام پوشیده هس ولی نمیدونم چرا اینجوری میشم. قبل از اومدن از خونه فراموش کرده بودم کارتم رو بردارم ‌کلی دویست تومنی توی کیف پولم بود. دویست تومنی های رو شمردم و نگه داشتم توی مشتم ولی  حاج آقای مهربون گفت کرایه همه با من.وقتی اومدم خونه مامان گفت تو که پول نداشتی چند روز پیش پولاتو من برداشته بودم.خدا رو شکر اون دویست تومنیا رو برنداشته بود:دی 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

ترجمه متون تخصصی
دانلود آهنگ
Aryanic بهشت شــیطآن فتوشاپ بینا بهترین مقالات گردشگری ، تکنولوژی ، صنعتی و غیره توصیفی وعملکرد تبلیغات در اینستاگرام | تبلیغات استوری اینستاگرام | تبلیغات در گوگل بچه های فرهنگی محمدآباد ابوزیدآباد دانشکده الکترونیک اقتصاد وبلاگ تابلو سازی موتور دیزل ۱۰۰KVA PERKINS تیپ موتور ۱۱۰۴C-44TAG2